حرکت و عدم ترس
وسواس در مقابل خونسردی
کمال گرا
بیدار شو!!! دنیا دنیای ایدئال نیست..... قانع باش و شکر گزار... برای بهتر شدن تلاش کن ولی واقعیات رو هم ببین....
در مورد آینده جوش نزن
لوس بازی
غرور نداشته باش
حرف زدن
چی بگم
بلد نباشم از حق و حقوقم دفاع کنم چی حل می شه!
بله حماقت کردم، وقتم رو روی چیزی گذاشتم که نمی دونستم قضیش چیه! حتی حوصله ندارم هیچ برچسبی بزنم... به هر حال اشتباه تنها کلمه ایست که می تو نه توصیفش کنه
و افسردگی و پوچی و نا امیدی
حتی اینها هم مسئله ای رو حل نمی کنند! گیر کردم! نمی دونم چی بگم! موندم! نمی دونم به افراد چی بگم... شاید باید به دنبال راههای بهتری باشم که زودتر خودم رو از این وضعیت خلاص کنم... به هر حال اونها در کنار هم انسانند...
اگر بخوام به پوجی دنیا فکر کنم که همش پوچه... زندگیمون داره از دست می ره، سرنوشتمون نامعلومه، سالها می گذره،.... و در یک ناکجاآباد گیر کردیم.... پای این مشکل اصلی بقیه مشکلات هیچه....
پای این پوچی، بقیه چیزها اهمیت خودش رو از دست می ده، و همین به تو آرامش می ده که ببینی اینها که اینقدر راحت حق دیگران رو پایمال می کنند چه دیدی به دنیا دارن... می خوان به کجا برسند
================
این حرفا هم دردی دوا نمی کنه ذهنم خالی شده، افسوس بخورم، پشیمون باشم... و باز به خرگری ادامه بدم... پای تجربه بگذارم، تلاشم رو بیشتر کنم... قید مسائل رو بزنم... بی خیال بشم.... اضطراب و افسردگی رو کنار بگذارم... خنثی بشم... نمی دونم چه غلطی باید بکنم...
تحلیل درست
تعمیم نده
در کل امیدوار باش... خیلی کمال گرا نباش... همین کمالگرایی هم ممکنه باعث نا امیدی بشه.... ولی اگر بدونی در این دنیا همه چیز نسبیه امیدت بیشتر می شه و جلو می ری
... خدا بزرگه... فردا منتظر خبرهای خوب باش...
مور و ملخ
البته دید هم می ده!
انسانها مثل مور و ملخ زیاد شدن و تو هم یکی از ملیونهایی که در این دوره زندگی می کنی
پس خودت و دیگران رو زیاد جدی نگیر....
البته خوبه با این هم دوره ای هات خوب باشی ولی این واقعیته
حداقلش اینه که زیاد مسائل و از جمله خودت رو جدی نگیر
من حقم رو می گیرم
سختش نکن
باید هر کاری که در جهت پیشرفت کارت هست آسونتر باشه، باید بارهای احساسی و افکار و حالات نگرش و گرایاشات زائد رو حذف کنی، خنثی بشی تا بتونی آسونتر کار رو انجام بدی، تا دستت به گوشی بره، پاهات به سمت کار بره، نباید با کلی احساسات بی خود موضوع رو برای خودت سخت کنی، مهم فقط کار هست و بس
آدما
سکوت
ای کاش همه چیز مثل بچگی بود، دنیا برام بزرگ و ابدی بود! همه ملل همه آدمها، اقیانوسها، داستانها، فیلمها برام جذاب بودن
اما انگار بزرگ که می شیم.... اصلا ولش کن..
ولی این تکه حرفش واقعیات تلخی داشت، مثل مور و ملخ انسانها زاد و ولد می کنند و میان و می میرند!
واقعیت تلخیه! من هم یکی از این مور و ملخ ها هستم! پس بهتره زیادی زندگی رو برای خودم سخت نکنم...
من قصد ندارم سختش کنم...خودش بعضی وقتها سخت می شه... ولی باز با آرامش برخورد کن
همیشه همه چیز برات عجیب و غریب باشه! همیشه آماده یادگرفتن باش....افکارت رو کول نکن...سبک باش
من هر چی بودم و هر کار شده تموم شده، الان چی؟! الان بلاخره تکلیف چیه! باید کارم راه بیفته یا نه؟
بگذریم....
سعی کن اهداف بلند مدتی پیدا کنی...