مسئولی

هر کی هر چی به دست آورده از تلاش خودش بوده! این رو قبول کن، اگر فلانی هم مثل خیلی های دیگه توی خونش می نشست انتخاب خودش بود (هر چند این مسئله تا حدی هم واقعیت داره)...

اما اگر حرکتی کرده باز هم به اراده خودش بوده،.... اینجا تاحدی دنیای رقابت هم هست،... تو هم باید حر کت کنی.... الان دیگه باید حرکت کنی چون مسئولی... مسئول زن و بچت، اونا هم می خوان زندگی معمولی و عادی داشته باشن، اونا هم می خوان به خواهر برادراشون پز بدن که شوهرم چقدر اجتماعیه.... نمی خوام اینا رو بگم که مضطرب بشی و یا احساس عقب موندن یا ضعف کنی... اما می گم که اگر اونها تلاش کردن پس تو هم باید تلاش کنی... شاید با استقبال روبرو بشی، وقتی خودت حرکتی نکنی چه جوری انتظار داری که دیگران استقبال کنند... حتی یه شخص مثل احمدی ن هم به خودش اجازه چه بلند پروازیهایی میده و الان از خودش راضیه که خودخواهی به خرج داده... وقتی اون به اون جاها نظر داشته و رسیده تو چرا به کمتر از اونها نتونی برسی؟

 

پس سه اصل شد

-- باید این رو بدونی که هر کی هر کاری کرده از اراده خودش بوده و این میدون برای همه باز هست و تو هم باید حرکت کنی

-- تو باید بی خیال و بی پرواتر حرکت کنی به این فکر کن که عمر ما چقدر کمه .... و سعی کنی خوش بگذرونی

نگاه دیگر

وقتی فکر کنی که چقدر عمرمون کوتاهست، چقدر عاقبتمون نامعلومه، چقدر لحظه های با هم بودن کمه، ممکنه همین بغل دستیت فردا نباشه، بعد می بینی که دنبال قاعده و قانون گشتند چقدر بی معنیه! درسته حقیقت تلخیه اما بلاخره چیزهایی است که اتفاق می افته! نمی خوام اینا رو بگم که افسرده بشی و یا احساس پوچی کنی، اما فقط این رو بدونی خیلی هم بری توی کار قاعده و قانون و خود دار بودن و ترس و چی بگم چی نگم و مردم چی می گن و.... درست نیست. حتی نشد دوباره یه عید برم خونه دایی... شاید خودش هم باورش نمی شد

پس رها کن، ریلکس تر، بزرگ و کوچیک و فلان و بهمان اینا همش الکیه... ما که می دونیم آخرش هممون یکی هستیم.... پس یک کم بی خیال تر

خوش می گذره

خودم می دونم چه جوری بهم خوش میگذره

همیشه دنبال جواب این سوال بودم که چرا؟ چرا باید یک کاری رو بکنم؟ خیلی تقلید کردن برام راحت نبود، ولی وقتی می دونستم هدفم از انجام هر کاری چیه بهتر و طبیعی تر اون کار رو انجام می دادم. کل زندگی برام سوال بود. ولی فهمیدم هیچ قانون و قاعده ای نیست، هر کسی به یک شکلی رفتار می کنه، البته رفتار بعضی ها خیلی ناخودآگاه انجام می شه و غرایزشون رو ارضاء میکنند بعضی ها کنترل شده تره، و خیلی ها هم مصمم تصمیم می گیرند که چی می خوان، و دارن چکار می کنند

دوست دارم جز دسته آخر باشم، این دسته با اینکه تلاش زیادی در جذب افراد دیگه نمی کنند، افراد زیادی بهشون جذب می شن، چون از راحتی و رک و رو بودن این افراد لذت می برند.

و این کلید ماجراست، یعنی خودت باشی بدون فکر کردن به دیگران و در همون حال مورد توجه هم باشی اما این دومی هدف نیست. هدف خوش گذرونی به سبک خودته، تو در هر لحظه می دونی چیو دوست داری از چی لذت می بری، توی مسافرت از کدوم قسمتش لذت می بری، دنبال چی هستی؟

شاید به خاطر مشغله های کاری دنبال یک هوای آزاد و منظره و دشت و دمن هستی، و افرادی که باز کنارشون راحت باشی بی خیال باشی، قرار نباشه معذب باشی قرار نباشه فکر کنی چی بگی چکار کنی

همه چیز باید سیال باشه، در لحظه باشه، می خندی، فکر می کنی حرکت می کنی ....

 

عید هم همینجوره، هدف از مهمونی رفتن و مهمونی دادن فقط و فقط یک انبساط خاطر هست. الان تو دیگه به سن و تجربه ای رسیدی که علایق خودت و حد و مرزشون رو می شناسی. لازم نیست حتی بگی اینا به من میاد و اینا نمیاد. این آدما برام مناسبند اینا نیستند، بزار حست تصمیم بگیره، مسلما افراد دیگه هم دوست دارند خود واقعی تو رو ببینند، اصلا تو زیادی به فکر نظر دیگرانی در صورتی که حتی واقعا خیلی ها نظری ندارند، مثلا همین هنر پیشه ها، همین عادل فردوسی پور، هر کدوم راحت ترند، بی خیال ترند محبوب ترند، و اونهایی که خودشون نیستند محبوبیت زیادی ندارن

 

پس نتیجه اینکه ریلکس بی فکر فقط سعی کن از لحظه های زندگی لذت ببری، حتی فکر نکن که با کیا دوستی با کیا نیستی، با همه دوست باش و با هیشکی دوست نباش. این چیزا مهم نیست مهم اینه که راحت باشی

 

ادامه نوشته

مهم سلامتی است

این دیگه ربطی به کسی نداره، سلامتی تو مهمتر از هر چیزیه، اونوقت نه دیگه  نظر اون یارو به درد می خوره نه شغل نه هیچی.

این چیزیه که مسئولیتش مستقیما بر عهده خودته و به خاطرش باید هر کاری بکنی. مرخصی، کم کردن کار....

پس وقتی پای سلامتی میاد همه چیز رو فراموش کن و بی خیال شو چون اونا بعدا توجهی به اینکه چی شده چی نشده نمی دن

 

 

رفتار با بچه

یکی از روشهایی که می تونی برای رفتار با بچه بکار ببری اینه که خودت رو جای اون بگذاری. بچه ها وارد دنیایی پر از چیزهای جالب شدند و خیلی چیزها حس کنجکاویشون رو جلب می کنه، در نتیجه باید بتونی یک همبازی و دوست برای بچه باشی. بهش حق بدی که بخواد چیزهایی رو تجربه کنه، با خنده هاش بخندی و با هاش بازی کنی

مثلا یک قایم موشک ساده برای بچه خیلی جالبه و بچه در طول این بازیها چیزهایی رو یاد می گیره. با اجرای انواع بازیها و کارهای خلاقانه که شاید بچه انتظارش رو نداره می شه قوه خلاقیت و ظرفیت یادگیری اون رو بالا برد.

بچه ها موجودات معصومی هستند، پس از نگاه کردن به اونها لذت ببر.

کتاب خوندن

دارم کتابهای مختلف رو زیر و رو می کنم، می خونم ببینم کدومشون شروع و انتهای خوبی داره، شروع، انتها و یا حداقل وسط این موضوع چیه

 

نگاه کردن زیاد به مانیتور هم برای چشم خوب نیست، یه فکری بهش بکن، زیاد به خودت فشار نیار، روشهای دیگه رو هم امتحان کن

مهم دله

ببین این که تمرین کنی تلقین کنی چی بگم یا چکار کنم که خیلی عادی جلوه کنم یا خجالت نکشم و یا... خودش نشون می ده که راحت نیستی! مهم راحت بودنه، فکر نکردنه! .... همین الان از خودت می پرسی که آیا ذره ای تحت تاثیر طرف مقابل قرار داری؟ اگر جواب نه و برات مهم نیست و مشی خودت و اون رو می دونی و تکلیفت روشنه پس دیگه خیالی نیست.... دیگه فکر کردن نداره..... بله ما به رسم ادب باید یک ظاهر سازیهایی بکنیم حرفهایی بزنیم... ولی مهم دله که قبلش چه حسی داشته.... البته مسلما تو از بعضی ها که به رای فکرت نزدیکترند یا واجد صفاتی هستند که تو می پسندی بیشتر خوشت میاد، ... گرایش های طبیعی وجود داره ... اما همه اینها باید آگاهانه انجام بشه.

مدیریت زمان

دیگه تکرار نکن

همیشه این وسوسه وجود داره که از کار اصلی دور بمونی و به کارهایی بپردازی که فعلا وقتش نیست و هنوز نتیجش معلوم نیست این دو روز اگر روی کارت کار کرده بودی الان کلی جلو افتاده بودی

پس خواهشا کنترل کن، مدیریت زمان یعنی کنترل کردن امور و تن ندادن به خواسته هایی که سودی فعلا برات نداره

برگردوندن نظم، پیگیری و ...

یاوه گویی

حرف نزدن خیلی بهتر از یاوه گویی

حرفهای برخی افراد مساوی با حرف نزدن و یا صفره، وقتی هیچ منطق و استدلان صادقانه ای در کلام شخص نباشه و خیلی احساسی و لجبازانه سعی در توجیه داشته باشه

مثل همین صحبتهای اخیر یامین پور در مورد نتایج انتخابات، به این صحبت می گن حیف وقتی که بخواد این اراجیف رو بخونه

اما متاسفانه این جور حرفهای مفت در کل کشور ما رایجه و حتی خیلی ها از همین شعارها و چرت پرت ها به خیلی منافع رسیدن و نونشون توی این چرت و پرت گفتنهاست

البته وجود همین نقاط متضاد آدمهای خوب و منطقی رو بهتر مشخص می کنه

 

ظالمه

درسته مجبورم باز برای کارم، حس خوبی بگیرم

مجبورم از هر طرفندی استفاده کنم، حساسیت ایجاد نکنم ، مثل اینکه با یک بچه حرف می زنی

ولی اینها مغایر این نیست که اون در حقم نامردی کرد و اینطور به من ظلم کرد. آدم ظالمیه

بلاخره من هم مبارزه می کنم، سو تفاهم ها رو رفع می کنم ولی خدا خیرشون نده، خدا خودش حق مظلوم رو از ظالم بگیره

ظلم

ظلم، یعنی که حق کسی رو بخوری و اون کاری نتونه بکنه

ظلم، یعنی کسی نتونه حرف بزنه، از حقش بگه

ظلم یعنی تبعیض یعنی زور گویی

ظلم یعنی کاری کنی که طرف تحت فشار باشه و جرات دفاع از حقش رو نداشته باشه

ظلم یعنی منیت و قدرت طلبی و اعمال این قدرت به مردمی که هیچ علاقه ای به قدرت نمایی شما ندارند

یعنی حرف زور زدن

وکیل وصی شدن

به جای دیگران قضاوت کردن

خدا ریشه هر چی ظالمه بکنه

منیت

امان از منیت، هر چند توی وجود همه مون هست و اصلا تلاش برای به شهرت رسیدن از همین حس میاد

شاید اصلا لازمه سرشت آدمیه

اما دیگه زیادی هم عقده ای رفتار کنی خوب نیست

ادامه نوشته

خوبیهای تو

قدر داشته هات رو بدون، درسته الان وقت پرداختن به این مسائل سیاسی رو نداری ولی برخی امتیازات تو

آدم منصفی هستی

دیگران رو درک می کنی

نسبت به کسی الکی حب و بغض نداری

از عقل و منطقت استفاده می کنی

سعی می کنی صادق باشی

حرف چرت و پرت و بی معنی نمی زنی،

ریاکار نیستی. وابسته به جای دیگری باشی ولی بخوای رای مردم رو هم داشته باشی