هرکی و هرچی
حالا هرکی و هرچی ... هیچی مثل آسودگی خیال نیست... که قدرش رو بدونیم... از این ور زدنها خسته ام ... به همین خاطر در همه امور باید جوری پیش برم و توی چارچوبی پیش برم که دیگه بعدا نخوام ور بزنم... حساب شده... و با صراحت شاید... به هر حال از این ور زدنها خسته ام... به همین خاطر دنبال اینم که تموم بشه ور زدن و به کار و بار برسم...
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 18:49 توسط بینام
|