فرهنگ ایرانی

در جواب نظر یکی از دوستان باید بگویم که فرهنگ ایرانی با قدمت چندین هزار ساله مسلما ارزشمند است. زمانی که خیلی از کشورها همدیگر را می کشتند ما کورش بزرگ یا سعدی را داشتیم که از انسان دوستی صحبت می کردند. فرهنگی غنی و پیچیده داریم.

اما این نباید باعث شود که برخی مشکلات خود را نبینیم و در صدد رفع آنها برناییم. البته ایران کشور بزرگی است و خرده فرهنگهای خاص خود را دارد. از دید کلی من حداقل به سه فرهنگ می توانم اشاره کنم.

۱) خانواده های محافظه کار و مذهبی و سنتی یا همین بچه حزب اللهی ها

۲) پایتخت نشین ها بویژه شمال شهر نشینها که بیتشر متاثر از فرهنگ غرب و مدرن هستند.

۳) اکثریت ملت مثل خود ما که شاید خانواده چادری بودند، یکی نماز می خواند،‌ چهارتا نمی خوانند. یکی روزه می گیرد، چهارتا نمی گیرند. این فرهنگ فرهنگی سهل گیر است که با روحیات کلی ایرانیها نیز تطابق دارد. حتی شاعران محبوب ما مثل سعدی و حافظ نیز انگار همین فرهنگ را داشتند. نه شعار می دادند و نه ضد دین بودند. اما ضد تظاهر و دروغگویی و ریا و یا نادانی بودند. برای بیان حرفشان نیز طنز خاصی داشتند. فرهنگ ایرانی پر است از این نقدها و طنزها و ضرب المثلها و اصطلاحات.

بنده خودم خیلی دو گروه اول را درک نمی کنم. مخصوصا گروه اول که به نظر دچار نوعی جهل یا تعصب بی جا است. گروه دوم نیز شاید زیاد از حد به ظاهر می پردازد. به هر حال از نظر من ایرانیهایی که بیشتر با آنها حس همزاد پنداری دارم گروه سوم هستند. البته متاسفانه حکومت ما انعکاس دهنده این فرهنگ قاطبه مردم نیست و بیشتر به همان گروه متحجر گرایش دارد که مردم درکی از آنها و افکارشان ندارند. تمام تلاشها این است که حکومت را به سمت گروه سوم کشاند که سهل گیر و عدالت خواه است.

با این حال همچنان ما ایرانیها تا حدی محافظه کار هستیم و در برخی امور انگار تعارف داریم و برخی تناقضات را با خودمان و جامعه خود حل نکردیم. این تناقضات باید با جسارت و البته بهره گرفتن از استدلال حل شوند و کمی مدرن تر شویم اما همچنان اصالت و خصوصیات مثبت خود را حفظ کنیم.

مزایای وطن و هویت ملی

شاید یکی از مزایای داشتن وطن داشتن هویت برای خودت و فرزندانت باشه... به کشورت و فرهنگ و تاریخت تکیه کنی... مردمت همزبونت باشند... نژادپرستی نباشه و تو رو شهروند دسته دوم ندونند. جایی باشی که فکر کنی بهش تعلق داری... بله هویت در وطن خیلی مهم است و باعث موندن در کشورت می شه... اما آیا این هویت جعلی که ج. ا. داره به ما تحمیل می کنه هویت ماست؟‌ آیا قابل افتخار است؟ آیا واقعا بهش حس تعلق داریم؟ پس اگر هویت ملی مهم است چرا باید اجازه بدیم این هویت رو از ما بگیرند....

خارج رفتن و دورویی

قبول کنید که ما ملت ایران اکثرا جاه طلب هستیم... بعضی وقتها هم فخرفروش... حتی برای خارج رفتن و اینکه بگیم ما هم پخی شدیم و به هم کلاس بزاریم. بعضی ها می گن مجبور شدند که جلای وطن کنند و این رو بد می دونند. من که خیلی باور نمی کنم. هر چند در وضعیت امروز و مقایسه درآمد و مزایای کشورهای دیگه ناچار باید قبول کرد که خیلی ها واقعا در اینجا زندگی سختی داشتند...

بگذریم... اما خوب خیلی از این آدما مرگ بر آمریکا و آمریکا داره نزول می کنه و غیره رو نمی گن... اما بدتر از همه این است که قشری به ظاهر مذهبی که شعار و مرگ علیه این و اون می گن، بچه هاشون رو فرستادند اینور و اونور... این دیگه واقعا زشت است و شاید کثیف ترین کار همین باشه... یعنی دورویی محض... کم هم نیستند... رفتن حالا هم دیگه به زور باید یکی برشون گردونه...

مثلا همین خزعلی که بچه اش رو فرستاده اونور... اونوقت بدبختهایی مثل ما هستیم که نه اینوری هستیم نه اونوری... از یکطرف می گیم بمونیم کشورمون خدمت کنیم و چشم از خیلی چیزها می بندیم و از طرفی هم با این حکومت مسخره مخالفیم. نه رانتی داریم.. نه پارتی... نه حتی اینقدر جاه طلبیم که بخواهیم به هر قیمتی ول کنیم بریم. موندیم و نظاره می کنیم این قوم رو

چه جور

ببین چه جور ملت رو بیچاره کردند... ببین چه جور یک ماشین و خونه خوب شد آرزوی یک ملت... برای خیلی ها که غذا ندارند... آخه گوساله ها بی رگی هم حدی داره ... آیا این سزاوار کشوری با این همه سرمایه است... افکار پوسیده رو بگذارید کنار و روک و راست حقتون رو بگیرید...

به خدا امام حسین هم اگر الگوتون باشه، قبل از اینکه بگه کی حاکم خوبی است یا بد دنبال حق حکومتش بود چون معاویه خلاف صلح با امام حسن، یزید را جانشین خودش کرد و به شکل شخصی حق امام حسین رو پایمال کرد...

بله حق شخصی انسانها هم مهم است چه برسه به حق جمعی و حق الناس

اتفاق نظر

ما با هر شخصی تا حدود مشخصی اتفاق نظر داریم.. چیزهایی هست که یا اختلاف نظر داریم و یا نظر همدیگر رو نمی دونیم. ما با توجه به این نقاط اشتراک طرح دوستی و همصحبتی می ریزیم.

زر زذن

زر زدن یعنی شعارهای بیهوده و متناقض... مثلا الان ایران با عربستان که زمانی آل سقوط می خواندنش و بلاخره دستش به خون کودکان یمنی آلوده است و یا یک دیکتاتوری هستند رابطه داره... البته در جنگ یمین خود ایران و حوثی ها نیز مقصرند... درستش هم همینه که ارتباط داشته باشیم...

و یا ایران داره به روسیه پهپاد می فرسته... در این شرایط صحبت از مستضعفین و استکبار و غیره زر زدن است... یعنی یک تناقض آشکار... البته مسئولین ما خیلی از ای زرها می زنند و همین مردم رو ازشون بیزار کرده

خودمون

می دونم همه شما آرزوهایی دارید... شرایط بعضیها خوبه و شرایط بعضی ها داغون است... به هر حال ما یک ملت شدیم.. یک ملت هستیم.. بعضی چیزها با اتحاد و تلاش جمعی به دست میاد... کشور رو که در هر صورت و با هر نظامی باید ساخت و همه باید شریک باشند به سمت هدف سازندگی جوری که ملت نخوان از کشورشون به جای دیگه برن... خوشبختانه کلی هم ثروت طبیعی داریم....

الان هم فهمیدیم که قبل از ساختن و تمرکز روی سازندگی باید ملت رو آزاد بگذاریم... باید روی اولویتها تمرکز کنیم و خودمون رو از این دگم ها و چرندیات نجات بدیم تا امکان بحث و شایسته سالاری باشه... و این شایسته سالاری باید در اراکان حکومت نمود کنه... نه مجلسی که سواد ندارند... نه سازمانهای هزینه خور و بی خاصیت... نه آخوند یاوه گو و مفت خور... نه صدا و سیمای هزینه بر و یاوه گو

چارشنبه

من شهرستان هستم و اینجا هم مثل بقیه جاها صدای ترقه میاد. اما از امروز حس می کنم قرار است اتفاقات مهمی بیافتد.... با شنیدن برخی اخبار از تهران و بقیه جاها این حس تقویت شد. امیدوارم مردم همه سالم و سلامت باشند ولی بتونند یک حضور خوب دوباره به نمایش بگذارند.

آگاهی

جلوی آگاهی را نمی توان بست.

احترام

مردم از گرونی و مشکلات خشمگین هستند اما مهمتر اینکه فکر می کنند نادیده گرفته شدند. بهشون احترام گذاشته نشده... هر حرفی زدن یه جوری پیچوندنش و وارونه اش کردند... مگه ملت برده هستند. بیشترین احترام به اشخاص زمانی است که به رای و نظر و حرفشون توجه بشه و بدترین بی احترامی نیز وارونه کردن اونه... رای اکثریت

تغییر

تغییر که صورت گرفته... بستگی داره شما تغییر رو چی ببینید. آیا الان فرهنگ و پوشش مثل بیست سال پیشه؟ حتی مثل یکسال پیش هم نیست. به این می گن تغییر که تغییر اصلی است. بله گفتم که همیشه بلاخره آدمهایی داریم که مذهبی هستند و آدمهایی داریم که غیر مذهبی هستند و آدمهای زیادی هم داریم که در این وسط قرار گرفتند. اما تعداد هر گروه مهم است. الان دیگه عده بیشتر مردم دیدگاه متفاوتی دارند و تندرو و کوتاه فکران در اقلیت هستند و خواه ناخواه دیگه مثل قبل حرفشون خریدار نداره... خواه ناخواه شاهد ظهور اشخاص و صدهای نو خواهیم بود... دیگه آخرین رهبر خواهد بود... اینها همه یعنی تغییر... البته اقلیت مفت خور مقاومتهایی می کنه و باید این آخرین تلاششون هم شکسته بشه و کاملا سرشون بخوره به سنگ... دیگه الان روشون می شه بگن شیخ نمر؟

بگذریم. این سیالیت تغییرات و مسری بودن و شیوع اون را خواستم تاکید کنم که ما در پروسه اون قرار داریم و جزئی از اون هستیم... درست می شه و درست شده

کنایه

طعنه و کنایه و جوک زمانی استفاده می شه که شما بخواهید تناقض گفتاری و رفتاری شخص رو به رخش بکشید. اتفاقا ابزار و روش جالبی است. یعنی به جای کلی بحث و یا عصبانیت و غیره، لپ کلام و تناقض گفتارش رو به رخش بکشید.

مثلا اینکه بپرسی راستی شیخ نمر چی شد؟‌ چه خبر از یمن و غیره به این معنی نیست که اون بدبخت نمر سزاوار شوخی است بلکه داری می پرسی شما که تا دیروز یک حرف رو می زدید و توی عزاداری و مداحی نعره می کشیدید و در مراسمات دولتی پلاکارد درست می کردین و کفن می پوشیدین و از دیوار سفارت بالا می رفتید چی شد؟ همین بودید؟ این تناقض باید به رخشون کشیده بشه تا اونها هم ادب بشن و فکر نکنند که مردم چشم بسه هر اراجیفی گفتند رو باور می کنند و یا خودشون هم به هوایی بودن خودشون پی ببرند... جماعت متقلب

مسائل

همانطور که گفتم خیلی چیزها در دنیا هست که پاسخ درست و غلطی ندارند. به همین خاطر خیلی درگیر هرچیزی نشید و دچار تعارض نشید. همشون بستگی به هدف و یا یک سری معیار دارند. انسانها به روشهای مختلف و با عقاید و سلایق مختلف زندگی می کنند و خیلی هم نمی شه گفت کدوم درست بوده یا نه... البته جاهایی هست که این تفکرات روی سبک زندگی اثرگذار است. مثلا غربیها که دنبال منطقند و در دنیای مادی نیز نتیجه اون رو دیدند. باز همونجا هم سبک زندگیها متفاوت است.

به همین خاطر اصلا تعجب نکنید که روزانه در معرض انواع نظرات باشید که هر کدون شاید بخش درست و بخش غلطی دارند. با این حال هنوز می شه غیر منطقی بودن و تناقض و یا پوچ بودن رو در خیلی از جملات و کارها کشف کرد. مثلا همین حرفهای مسئولین که می بینی بعد از ۷ سال یاوه گویی یکباره صدوهشتاد درجه می چرخند. بی پایه و اساس بودن برخی حرفها رو می شه راحت تشخیص داد و یا نیرنگ و حماقت و تناقض را در حرفها کشف کرد.

اینهاست که ما روشون اعتراض داریم. وگرنه حدی از آزادی عمل و تفاوت سلایق را باید قائل شد.

کشک

دیگه با چه زبونی بگن که همه حرفاشون کشک است وفقط یه مشت ملت بدبخت رو با دروغ و ریا و تقلب سرگرم کردن... الان اون شیخ ها و مداح ها که از سرنگونی آل سعود و شیخ نمر می گفتند کجان؟

می دونید چقدر هزینه تراشیدن؟‌می دونید برای برگشت به توافق سال ۸۱ ایران مجبور به پرداخت چه غرامتی بابت خسارت به سفارت شده؟ باید از حوثی ها هم دست بکشه... وگرنه فکر می کنید توی این اوضاع عربستان احمق است که راضی به توافق بشه... چقدر پیدا و پنهان باج دادن بماند.

اما مسئله دیگر دو رویی و ریاکاری این جماعت است!!!‌ دیگه اینقدر بی هویت و حزب باد... مطابق معمول همه حرفها باد هوا بود. البته ما که انتظاری غیر از این نداشتیم.

کودک یمنی

چرخش ۱۸۰ درجه ای مواضع عرازشه در قبال با رابطه با عربستان را دیدید؟ خودشون از دیوار سفارت بالا رفتند و الان از ایجاد همون رابطه قبلی را ابراز شادی می کنند. البته ایجاد ارتباط با کشورها همیشه شعار مردم بوده. اما تعجب من از این بی هویتی این جماعت است. وعده سرنگونی آل سعود و مرگ به این و اون،‌عکسهای شیخ نمر و حمایت از کودک یمنی یک شبه فراموش شد.

البته در آتش افروزی جنگ یمن خود ج.ا. هم نقش داشت که لکه ننگی است. استفاده از یک کشور ثالث برای رسیدن به مطامع (که البته توهمات) خودتون خیانت است. تا دیروز فکر می کردم این موضع گیریها از حماقتشون است اما فهمیدم که اصلا حتی فکری پشت آنها هم نبوده... شاید یک عده ساده لوح تصور کردن که این شعارها واقعیتی پشتش هست، اما الان این عده باید از خودشون بپرسند که باز هم قصد دارند باری به هر جهت و بی هویت باشند. شاید هم سر عقل بیان و کمتر سواری بدن. بلاخره همه ما در یک کشوریم و حالا طرف هرچقدر هم احمق باشد در این کشور است. گول بخوره یا سرعقل بیاد هم بد نیست. فقط دست از ادا بازی برداره.

تغییر

شاید تغییر اصلی که در دیدگاه جامعه اتفاق افتاده این است که کمتر برخی کارهای هم رو قضاوت کنند و در امور هم دخالت کنند و به جاش به امور اصلی بپردازند. از طرفی از کسانی که این دخالتها رو می کنند بیزار باشند و جلوشون وایسند.

از خودت بپرس

مگه اونها چی می دونند؟ چی بیشتر از تو که کلی فکر کردی و تجربه داری می دونند؟ کاری که خودت فکر می کنی درسته رو انجام بده. قبل از اینکه نگران حرف این و اون بشی از خودت بپرس. از فکرت و تجربت بپرس که باید چکار کرد و چی گفت. از خودت سوال کن و به چیز دیگری فکر نکن.

نفرت

الان چند روزی است که به تلویزون شده پر از مغزشویی و سرود و غیره... اما برای ملت آگاه هرچه تبلیغ و شعار بیشتر، نفرت و انزجار بیشتر.... ما کاری به شما نداریم، نه خوشمون میاد نه بدمون،‌ولی وقتی دارید با این رفتارها می خواهید به زور ذهن من و فرزندان این ملت رو شستشو بدین ازتون منزجریم. دست و پای بی خود می زنید.

کاری نداریم

اگر افراد نخوان نظراتشون رو به دیگران تحمیل کنند خیلی من کار ندارم که کی می خواد حجاب داشته باشه کی می خواد نداشته باشه... کی می خواد نماز بخونه و کی نمی خواد... یه جا گفتم دوست دارم اگر همه مردم هم مسلمونند و توی خونه یا هرجا نماز می خونند اما اسمی از اسلام در سطح جامعه نباشه... و همزمان بتونند آدمهای بی دین و یا مسیحی و زرتشتی هم زندگی کنند بدون اینکه حتی متوجه تفاوتشون با بقیه بشن... همین شعارها و تحمیل نظرات است که کار را خراب کرده...اگر هم اعتراضی به جامعه با اصطلاح عرزشی می کنیم به این خاطر است که اونها عملا دارند در سطح جامعه و حکومت نظراتشون رو تحمیل می کنند وگرنه اگر مشکلی نبود که صحبتی هم نبود و مخالفت یا موافقتی هم نبود. چون اینها مسائل اصلی جامعه نیستند.

چی می شه

وقتی به اخبار و نظرات مردم و رسانه های اجتماعی و غیره نگاه می کنم انگار کمتر از ۱۰ درصد ایرانیها دیدگاه حکومتی یا مسائل پیرامون ان را تا درصدی قبول دارند... اکثریت مردم دارند اعتراض می کنند و اعتقادی به این چیزها ندارند... با توجه به این حجم انبوه از مردم معترض چی میشه... ادامه ایران به چه سمتی خواهد بود

مهدی  

میزان اعتقاد به مهدویت در یک سایت اصولگرا را در عکس ببینید. البته به نظر من خدا عادل است و همه بندگانش را در دنیا به یک شکل امتحان می کند. همیشه شک و تردید همراه با امید و ایمان وجود دارد. هیچ نسلی تافته جدا بافته نیست... اگر ظلمی بوده برای خیلی از مردم در نسلهای قبلی بوده.. ملیونها انسان توسط ظالمین کشته شدند و هیچ چیز نیز این ظلم را جبران نمی کنه مگر معاد... برای معاد هم شرایط همه یکسان است... فرض کن مثلا فردا مهدی بیاد خوب این یک معجزه است و شاید خیلی ها هم معتقد بشن و به بهشت وارد بشن. نهایتش یک نسل ویژه چار روز هم خوش باشن اما آیا این شد عدالت؟. قرار نیست معجزه خاصی برای یک نسل به خصوص و ویژه شکل بگیرد که این خود مغایر امتحان خداست. همه چیز را به انسانها سپرده و به عقلشان و پیامبر هم که گفت خاتم پیامبران است.

مردم

خوشبختانه نظرات همدلانه و همفرانه زیادی در رسانه های اجتماعی دیده می شه که جای امید است به مردم. اما رسانه های حکومتی و افراد وابسته به حکومت و برخی گمراهان و احمق ها هم همچنان حرفهای مسخره ای می زنند. تا حدیش قابل تحمل است اما در کل خوشم نمیاد ازشون... همین!‌ خوشم نمیاد ازشون و دلیل هم دارم و دلیل اصلی هم زوری است که بر جامعه حاکم کردن وگرنه کاری به افکار و اعتقادتشون نداشتم تا زمانی که خود را حق و دیگران را باطل تصور نکنند. از خریتشان هم خوشم نمیاد. از تلاشهای مذبوحانه... از مکرشون... از سردوها و القائاتشون... از ریاکاریشون... از اعتقادات مسخره و متناقضشون... از دنیای مسخرشون... از اینها خوشم نمیاد... این یک واقعیت است.

یاوه

نه مشخص است که دارند یاوه می گن... مشخص است که دارند ظلم می کنند و بزرگترین ظلم هم حکومت افراد متحجر است. اما خبر مرگشون از اینها هم که بگذریم توی اقتصاد و سیاست هم موندند. اگر اینها تامین بود می گفتیم خریتشون باشه برای خودشون... اما اینها اقتصادی هم درست نکردند. البته عامل اصلی هم همون عدم شایسته سالاری و یاوه گویی بیش از حد است.

چرا که نه؟

گفته بودم در واقع ما جواب خاصی برای خیلی چیزها نداریم... یعنی در واقع انتخاب هستند و نمی شه گفت یکی درست یا غلط است... مثل اینکه شما رنگ آبی رو دوست داری یا زرد رو؟ اما خیلی وقتها ما به اشتباه فکر می کنیم باید کار خاصی کرد و یا رنگ خاصی را انتخاب کرد. مثلا اگر به ما گفته باشند که رنگ آبی باید بپوشی... شاید اگر در مقابل انتخاب رنگ زرد قرار بگیریم فکر کنیم که کار درستی نیست. چرا؟ چون همیشه رنگ آبی بوده؟ خوب می تونی سوال کنی چرا آبی؟ و چرا زرد نه؟ یعنی فکر نکنی که یکی شون درست بوده چون قبلا اینطور بوده... نه هر دو اینها قابل سوال کردن هستند و یکی به یکی لزوما ارجهیتی نداره... حتی شاید مهم نباشه و بخوای از این به بعد رنگ زرد رو برداری...

مسمومیت ها

سخنان رهبر کمی عجیب بود. برخلاف گذشته تاکیدی روی توطئه خارجی و اسرائیل و غیره نداشت بلکه صحبت از یک جنایت میکرد و توپ و تشر می زد. انگار گروههای خودسر و یا تندرویی مخاطبش بود. با توجه به لاپوشانی و ماستمالی رسانه ها در روزهای گذشته این ظن بیشتر میشه... انگار داشت می گفت که یا تمومش کنند و یا اینکه باشون برخورد می شه...

آشنانیی

هر نوع مرور و حتی ورق زدن و نگاه اجمالی به مطالب و تصاویر می تونه در جهت یادگیری و یا آمادگی برای یادگیری موثر باشه و کمک کنه...

خسته ام

قبول دیگه... خسته ام... خسته می شه آدم دیگه... خسته ام... حتی حوصله اینکه خودم چی فکر می کنم و دیگران چی فکر می کنند و چی میشه و غیره رو هم ندارم... بهتر بود که دیگه تموم بشه.. اما حوصله فکر کردن به این رو هم ندارم... خسته ام...

ممکنه توی ایران خیلی ها باشن که همینطور خسته باشن... یعنی حوصله خیلی از ادا اتفارها رو دیگه ندارند... پس با این ملت درست حرف بزنید...

====

البته نمی خوام فاز بی تفاوتی و خمودگی بدم... نه پا می شیم و تمومش می کنیم و شاید یکی از دلایلش هم این باشه که دیگه خسته شدیم... پا می شیم و تمومش می کنیم... همین الان هم بیشترش تموم شده... حرف قالب حرف ماست.

امور شخصی

انگار به ما یاد دادن یا ذهن ما عادت کرده که هر چیزی یا باید درست باشه یا غلط.... اگر بی حجابی درسته دیگه حجاب داشتن غلط است یا برعکسش.... البته می شه تحلیل هایی کرد که گفت کدومش از چه معیاری درست یا غلط است... دقت کنید نیاز به یک معیار داریم و البته معیارها هم متفاوت هستند... مثلا از معیار راحتی شاید بی حجابی راحت تر باشه و یا برعکس در برخی شرایط حجاب راحت باشه.. از لحاظهای زیبایی و غیره بیشتر حس شخصی است. در این قضیه نیز درست و غلطی به اون شکل وجود نداره...

پس یاد بگیریم که همه چیز لزوما درست و غلط نیست. خیلی از امور هستند که همه حالاتش نه درست هستند و نه غلط.... پاسخ درستی و غلطی وجود نداره ... و همه گزینه ها می تونند بنا به شرایط شخص استفاده بشن...

به نظر شما کدوم رنگ بهتره؟ سبز ، آبی ، قرمز... همه گزینه ها در یک سطح از درستی و غلطی هستند و یا به عبارت دیگه درستی و غلطی اینجا معنا نداره... معیاری برای مقایسه هم وجود نداره.

معرفت

داشتن معرفت هم خوب چیزی است. داشتن معرفت و فرهنگ... اینکه شما بدونی چطوری احترام بگذاری.. احترام به معنی توجه و گفتن حداقل کلمات و نه لزوما تعارفهای الکی... در حدی که یک سری تکون بدی و سلامی بکنی... دوم اینکه بتونی همصحبتی و همدردی کنی... کسی است که مدتی ندیدی بتونی چارتا سوال کنی و صحبت کنی باهاش و به قولی تحویلش بگیری... بدونی که گوش کنی... اجازه صحبت به طرف بدی... توجه لازم رو انجام بدی... اگر قصد ترک محل داری یک اجازه و چیزی بگیری و نشون بدی که به وجود شخص اهمیت می دی...

صداقت در کلام وعدم توهین به شعور مخاطب و غیره که مراحل بعدی است... بعضیها فارغ از اینکه کی هستند و چی هستند این فرهنگ و شعور را ندارند... ولی بعضی های ادمها بیشتر به این نکات توجه دارند...

در ضمن حکومت و مسئولین و آخوندهای ما اغلب جز همون بی فرهنگ ها و بی معرفت ها هستند حداقلش به خاطر توهین به شعور مردم و عدم صداقت و ...

ادامه

شاید یکی از بهترین کارهایی که یک شخص بتونه بکنه خدمت واقعی به جامعه و هموطناش باشه... به نسلهای بعدی... و انقلابی که اندیشه و راه حل پشتش هست و هدفش خلاصی است یکی از این کارهاست... البته هیچکس جلوی سیل نمی تونه وایسه... همینکه ما این همه بحث رو باز کردیم و هنوز در رسانه ها افکارمون رو به شکلهای مختلف بازگو می کنیم ضربه بزرگی به اونها زدیم و قدم مثبتی برای خودمون برداشتم... اوضاع الان مثل چندسال پیش نیست... حتی در قضیه حجاب هم مستصل شدند... بلاخره حرفی که یاوه و چرت باشه از بین می ره... و مردم دیگه هر چرتی رو قبول نمی کنند... این قطار در حرکت است.