آخه کی می دونه... درسته اون هم یکی بود از این همه آدم... ولی می باس باشه... وقتش نبود... ساده ...
نمی دونم هستی ... می شنوی... کجایی.... دوست داشتم و دارم... یک برکتی به زندگیمون بده...
چی بگم ... چرا سرنوشت آدما اینطوریه...
نمی دونم می شه مثل اون شد... جوری که حتی اگر آدما درست نشناسنت دوست داشته باشند... از تواضعش بود... از خاکی بودنش بود... از چی بود... آیا میشه مثل اون شد...
چرا... بودی کجا رفتی... بودی... درسته همه رو می برند... معلومم نیست کجا.... هر جا هستی خدا بهت آرامش بده... خدا رحمتت کنه... دوست داشتم...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 19:18 توسط بینام
|