بی احترامی

ببین جواب بی احترامی بعضی وقتا بی احترامی است... بی احترامی یعنی طرف خودش رو بالا بگیره و یا اشتباهی در مورد تو فکر کنه...

خوب احمق تو اهمیت نمی دی ما هم اهمیت نمی دیم خوب که چی؟!‌ می خای بگی مثلا خیلی گهی هستی؟ اگر اهمیت نمی دادی که اینجا مردم رو بدبخت نکرده بودید... جوابش رو باید می گرفت

هرچند ولی ما خودمون هم باید به فکر خودمون و شادی خودمون باشه ... چه اهمیتی داره که یه یارو کون سرخ اروپایی یا آمریکایی چی فکر کنه... ما باید قدر نعمتها و موقعیت خودمون رو بدونیم و مثل همه کشورها پیشرفت کنیم... با اون ها همه رابطه داشته باشیم... رقابت داشته باشیم... بنای لج و لجبازی نداشته باشیم... و به فکر خودمون باشیم.

مردم هم همین رو می گن... می گن تو که از آمریکا خوشت نمیاد چرا توی همه روزنامه هات از نظر آمریکایی ها می نویسی... یا مرگ بر آمریکا و غیره می گی... بشین سر جات کارت رو انجام بده...

ویژگیها

ویژگیهای یک مرد چیه؟

  • خندیدن
  • خونسرد بودن
  • داشتن آرامش
  • گذشت
  • رضایت از بدن و جنس خود
  • راستگو بودن (دروغگو نبودن)
  • راحت بودن
  • رک بودن و رک و راست حرف زدن
  • تواضع داشتن و اما حفظ عزت و غرور
  • ....

 

قاطی کردن

بعضی وقتها هم ما مسائل رو قاطی می کنیم و یا شاید به قول یارو بروز احساسات طرف رو به دید خاصی نگاه می کنیم.. در صورتی که این فقط می تونه فقط بروز یا بیرون ریختن برخی حس هاش باشه... از این که بگذریم مسئله قاطی کردن هست

من نیاز دارم که با فلانی یا بهمانی صحبت کنیم... نمی شه برخی حس های درونی رو البته بروز داد... ولی بلاخره با توجه به خصوصیات فیزیکی یا رفتاری که از طرف می بینیم اون حس و جذبه ایجاد میشه و در تصورات درونی خودم با توجه به سلایقم ممکنه هوس های هم داشته باشم... شاید اون هم تصوراتی در مورد خود تو  و فیزیکت و غیره داره... می گم می شه اینها رو جدا دید.... چون عواملشون هم جداست... فرم و بدن و حالا هر چی که باعث شده تو اون حس رو داشته باشی رو جدا کنی...

البته می گم نتیجه می شه جدا کردن و طبیعی بودن حسهاست... و حتی در بیرون هم به نفعت هست... می تونی بپذیری که بخشی از این حسها حسهای جنسی تو و دیگران هست...

راحتی

خوب بود، دیروز نسبتا گرم و راحت بودم با افراد مختلف.... خوب گفته بودم راحت بودن نشانه مردی و تسلط است... وسواس و اضطراب و دودولی رو باید کنار بگذاری... با این فکر سعی کردم راحت باشم... هر چند افکار متفاوت باز میاد ولی قابل کنترل هست... مهم راحتی است... راحت و ریلکس بودن نشانه مردی است... دیگران هم همین انتظار رو دارند.

دوست داشتن

قضیه بعد دوستی یا دوست داشتن هست... لزوما نیازی نیست که ما آدمها که محتاج محبت و تایید هستند چنانچه صادقند کار خوب می کنند ساده هستند رو دوست نداشته باشیم یعنی این یک پیش فرض هست... همینطور می شه نازی رو به شکلهای مختلف در افراد دید.

درسته که ما نسبت به خیلی ها ممکنه خنثی باشیم ولی خوب بعضی وقتها حس می کنیم که طرف ناز هست و خوشمون میاد ازش مگر خلافش ثابت بشه... مگر توی همون بیمارستون سیگنالهای مثبت ما باعث نشد که اون من رو به چایی دعوت کنه... مثلا من این یارو بقالی رو دوست دارم... با اینکه کاری به من نکرده و سرش به کار خودش هست دوستش دارم... پدر و مادر به جای خود...

بچه ها مثال دیگه هستند... ما به خیلی بچه ها صفات صداقت و سادگی رو نسبت می دیم و به خاطر حتی صورت و قیافشون خیلی دوستشون داریم... نگفته نماند که حتی ما برخی حیوانات رو به برخی دیگه ترجیح داده و دوست داریم. بچه گربه بزغاله و غیره....

پس می شه بچه و بزرگ و پیر و جوون رو به دلایل مختلف دوست داشت... نازی رو در صورت و دست و پاشون دید... در شکل و فرمشون... در دستای یک مرد، یک پدر یک مادر دید و دوست داشت. حتی بدن شون،‌ برو بازوشون رو دوست داشت.

می شه به افراد این رو اذعان کرد که دوستتون دارم بدون اینکه انگیزه شهوانی پشتش باشه...

رضایت

اگر چتش اینجور اعتیاد آور هست دیگه عملش چه جور میشه! درسته عشق و محبت و دوستی خوبه...ولی از طرفی هم برای بعضی ها ذهنشون رو میگره و پر می کنه و هیچ سیری هم نداره... الان نتونستی به برخی کارهات برسی... هوس ادامه همون پروژه ها رو دارم... نوشتن یک مقاله.. انجام یک کار... تمرکز روی یک مسئله... من برای چت برای شناخت خودم استفاده می خواستم بکنم... ولی کلید همش رضایت هست و رضایت

تمرین

باید تمرین کنی که الکی کمال گرا نباشی... نخوای همه رو راضی کنی و یا با هر کسی مچ باشی ... یک سری تفاوت ها وجود داره... سعی کن با افرادی که همفکرت هستند بچرخی ... و در مقابل بقیه هم راحت تر و با احترام رد بشی....

کلا منظور این هست که به خودت نگیری... راحت چیزها رو قبول کنی... خودت رو قبول کنی ولی بدونی که خوبی و می تونی حال کنی...

از این موقعیتها استقبال کن و تمرین کن که کمال گرا نباشی...

تمومش کن

آره ارائه کنم تموم بشه بره... اونها هم می خوان تموم بشه... هر کسی می خواد به کارهای دیگه برسه.. خیلی سخت نگیر... پله پله جلو برو ولی برو... اگر خیالم راحت بود الان خوب می شد روی همین قضایا تمرکز بیشتری کرد... بخوام نخوام جزئی از وجود انسانی هست و وقت خودش رو می خواد...

آرامش

بعضی هیجانات بعضی واکنشها نشانه همون تلاش مغز برای متعادل کردن امور و افکار هست... اما برخی عدم تعادلها نتیجه برخی کمالگرایی هاست... باید پذیرفت که این دنیا یک دنیا نسبی هست... اولا هر موجود همین که خلق شده معجزه عظیمی محسوب میشه... اما بلاخره این دنیا بالا پایینی داره و یک مکان موقت برای دیدن و یادگیری و لذت هست... هیشکی هم نه ابدی هست و نه خیلی سرتر از بقیه...

در کل همه در یک سطح هستیم.. این ماییم که بعضی وقتها باز به خاطر حسهای کمالگرانه و یا دیدهای کوتاه نظر چیزهایی رو خوب می کنیم و بالا میبریم

بهتره همیشه نسبی بودن و آرامش رو حفظ کنیم.. نه زیادی مغرور نه زیادی مایوس نه زیادی خوشحال نه زیادی غمگین چون خیلی از این قطبها مکمل هم هستند... آرامش داشته باشیم.

کاهش اضطراب

یکی از منشاهای اضطراب کارهای نکرده است. و یا زمان باقیمانده و یا حتی کارهایی که دوست داری توی زندگی انجامشون بدیم. بعضی وقتها اینها می تونه باعث اضطراب بشه.

یک دلیل انجام برخی کارها و اقدامات می تونه کم کردن همین اضطراب باشه... جوری که وقتی کاری انجام میشه حس مثبت تر و راحت تری داریم.

نظر

به تعداد انسانها شاید نظر و سلیقه وجود داشته باشه... یک راه مستقل شدن یک راه پرهیز از کمال گرایی این هست که فکر نکنی هر کی یه نظری داد مهم هست... باید همچنان نظر خودت هم داشته باشی و عده زیادی هم هستند که با نظر شخص مخالفند و با تو همنظر هستند... مثل نظر همون یارو که شاید دیگه زیادی هواس پرت کن و غیره و باشه... بگذریم می خوام بگم این یک هنر تو هست که بتونی با وجود نظرها و روشنهای مختلف راه خودت رو بری