مثل هر تجربه دیگری، این هم برای خودش تجربه ای بود.

چی شد

ببین نگو، نگو که برات اهمیتی داره که کی چی بگه... اصلا موضوع این نیست... من کلی صاحب فکر و تجربه هستم... اصلاً نگران چیزی نیستم.... وقتی خودشون کلی بی انضباطی و مشکل دارند دیگه چه توقعی هست؟

قضیه اینه که تو باید هدف داشته باشی... به اصطلاح خودت رو گم نکنی... بحث کلاس گذاشتن و این حرفا نیست... آخرش هدف من هست که افراد رو بشناسم... کارهاشون رو درک کنم و پاسخ درخوری داشته باشم... ببینم هدف هر کسی چیه... اینجا بحث خودنمایی و حرف الکی زدن نیست... قراره خوب گوش کنیم، تحلیل کنیم و پاسخ مناسب بدیم... و یا برخی کارها رو با انگیزه مناسب انجام بدیم... فرصت هنوزم هست... چیزی نشده ... قرار نیست از کسی ببازی... آخرش همون رک بودن و خاکی بودن هست... چون دیدی که بقیش اداست... حتی توی همون گروهها هم کسانی که معمولی و منطقی هستند طرفدار بیشتری دارند... بابا حرکات ترامپ چیه؟ یا حتی حرکات احمدی نژاد... این چیزا پیش میاد... آخرش ما آدمیم و وقتی می خواهیم بخوابیم که دیگه این ادا اصولا رو نداریم... مشکلی نیست... فقط نمی دونم چرا به خاطر یه چیز هیچ و پوچ می بایست ... باز هم سعی کردم خودم رو دریابم... ولی خواهشا خودت و خودت رو باور کن... متمرکز شو... همین... متمرکز بشی همه چی حله... خیلی هم اهمیت نده... از توی دل همین ادا و اصولا ببین چی باید گرفته بشه... مدیر تویی، تویی که قراره بهره برداری کنی... از حرفهای آدمهای مختلف می تونی بهره دلخواهت رو ببری... 

خوندن روزانه

دکتری سخت نیست... آسونه... فقط یک شرط داره... خوندن روزانه

رک تر

البته اینها هم تجربه است... می خواستم رکتر بشم.... خوشفکرتر باشم... واقع بین تر باشم... احساسات و یا شادی حسادات رو کنار بگذارم... اون مرتیکه بازهم رفته بود خودش رو رسونده بود... شاید هم یار آدمهای خاکی باشم.... نمی دونم حرف زیاده...

خوبند

بابا اینها که بی غیرت تر و پست تر از همه هستند... اینها سوار بشن دیگه معلوم نیست چه جوری پایین بیان... باز اونها حداقل همچین ادعایی ندارند... بلاخره باید این رو روشن کرد... اگر هدف آمریکا و آمریکایی همونطور که خودت دیدی چپاول کشورها به هر قیمتی هست خوب معلومه که جوابش مقاومت هست... و حتی نفرت... و البته تلاش برای پیشرفت ... زنده باد سپاه... باز اونها ایقدر غیرت دارند که توی میدون جونشون رو به لبش گرفته ... اینها که یا دنبال دختربازین یا از عقده رفتن به این ور و اون ور دارند... باز حاج قاسم از همین مردم خاکی خودمون بود... 

اشتباه

کلاً اشتباه بود، اشتباه بود... سایت، اون برنامه و بعدش دوباره اون برنامه موبایل.... اشتباه اشتباه... 

فقط شاید خوندن، طراحی و بعد هم تحقیق چیزی باشه که باید دنبالش باشم و دانش مربوطه... درسته یک سری کار عملی هم نیاز هست که توی این درسها کم و بیش باشون آشنا شدم ولی واقعا نرم افزار رو نمی شه کشید... بله پول در میارن ... شرکت دارند... کاربرد دارند... ولی من که سودی ندیدم... و اشتباه بود اشتباه

به همین خاطر دنبال موضوعی هستم که بیشتر خوندن و تحقیق و طراحی و کار با داده بخواد تا هر چیز دیگری که زیادی پیچیده و متکی به نرم افزار باشه...

ایده آلیست

جالبه من خودم یک آدم ایده آلیست هستم... همیشه در واقع این سوال را باید بکنم که نظر خودم فارغ از هر چیزی و هر کسی چیه... البته این نظر نمی تونه مستقل از جایگاه من باشه، مثلاً در حالیکه آمریکا داره کشورها رو چپاول می کنه من نمی تونم بگم به به چه کشور زرنگی... چون خودمم هم جزء همین جوامع چپاول شده هستم... به هر حال باز به عنوان یک ایده آلیست از چپاول و غارت کردن بدم میاد... جالبه توی همین کشور خودمون یک مشت میان حمایت می کنن و از کسی مثل ترامپ و غیره به به و چه چه می کنه 

قدرت طلب

کلا همه جا ادمهای قدرت طلب و خودشیفته تمایل بیشتری برای رسیدن به بالای هرم قدرت دارن. این ثابت شده. یک ادم فیلسوف و دنیا دیده و با تجربه اصولا تمایل زیادی برای حکم راندن به دیگران نداره.

لذت از لحظه

وقتی می گی قراه برم فلانجا فقط رفتن و این هدف نیست که مهمه بلکه می خوای لحظات بهتر و زیبایی رو به خودت به وجود بیاری و در اون لحظات غرق بشی... زندگی ایجاد و لذت از لحظاته

ایران ما

ای خدا، کلی نوشتیم ولی هنوز و هنوز

چه می شه کرد سلایق متفاوته... هر آنچه به خود می پسندی به دیگران هم بپسند....

در کدوم طیف فکری و سیاسی قرار گرفتی... این طیفها ظاهراً همه جای دنیا هست

تفکیک مسائل.... اینکه در مقابل آمریکای جنایتکار قوی باشیم... اینکه کشورمون رو توسعه بدیم... بیگانه پرست نباشیم... از طرفی ریاکار هم نباشیم... ایرانی باشیم ... فرهنگ درستی ایجاد کنیم... فرهنگی که نه شرقی باشه و نه غربی و اصلش هم بر کار و فعالیت و خلاقیت باشه... و البته انصاف و اخلاق

حد

ببین دو نتجیه مهم اخیر اینا بود:

  • تو مثل همه مردم دنیا همینی که هستی، پس بهتره که از وجودت خودت لذت ببری بدون اینکه بخوای با کسی مقایسه کنی... لذت از خودت و شکرگذاری
  • اینکه دیگران رو زیادی بالا نبری... اونها حبابی هستند و محدوده ای دارند... هر چی می گن وحی ملزم نیست.. اون حرفها از سر خیلی از احساسات هست مثل خودت و همینطور عوض می شه و حتی قابل عوض شدن و عوض کردن هست... پس خیل جدی نگیر همه چیز و همه کس رو و راه خودت رو برو
  • باید فعال باشی... اونها نمی دونن نقش تو چیه و منتظر تو هستند که نقشت رو تعریف کنی...این تویی که نقشت رو تعریف می کنی و بهشون می گی که چه جوری رفتار کنند.

اورج

درسته شاید حرف نزدن خوب نباشه، ولی حرف زدنی که فقط از روی یک ارج به جواب دادن و اقناع کردن و بحث های طولانی کردن هم باشه جالب نیست... هی اونا می گن هی تو جواب بدی، اون بگه، تو بگی.... اینجاست که فارغ شدن از این گپ و گفت و پناه آوردن به طبیعت و یا سکوت یک آرامش بخش خوب و باارزش هست...و همینطور انجام کارهای مفید و داشتن برنامه و هدف

اونها باید هماهنگ بشن

ببین شاید از یک سری استراتژی ها و یا راهبردها و راهکارهای حکومت مخصوصاً در مقابل آمریکا دفاع کنی... آخرکار ما باید به فکر خودمون باشیم و امثال آمریکا به فکر ما نیستند، بلکه به فکر خودشون هستند... ما باید بتونیم از خودمون دفاع کنیم و به اونها حتی فشار بیاریم... و از طرفی زرنگ باشیم تا بتونیم کشورمون رو بسازیم... اونها اینقدر پستند که حتی راضی نیستند که ما کشورومون رو بسازیم... رقابت هم هست و ما باید توی این رقابت تلاش خودمون رو بکنیم و مثل خیلی کشورها موفق بیرون بیایم...

اما در حالیکه از این استراتژی ها دفاع می کنی قرار نیست خودت رو با کلیه سیاستها هماهنگ کنی، بلکه باید چندگام جلوتر باشی و در حین حمایت از برخی کارهای از خیلی کارهای دیگه انتقاد کنی... جوری که بعدا نخوای حرفت رو عوض کنی... اونها باید کسانی باشند که حرفشون رو عوض می کنند و با تو هماهنگ می شن و نه تو.... تو باید استقلال خودت رو حفظ کنی و فقط حرف و دیدگاه خودت رو منعکس کنی...

طبقه بند نایو بیز

خیلی از کارهای یادگیری ماشین در واقع مدلسازی و یا ایجاد یک مدل هست. این مدل با استفاده از داده های آموزشی ساخته می شه... و در عمل برای داده های جدید استفاده می شه...

خود طبقه بند نایو بیز یک ورودی x رو می گیره، ویزگیهاش رو اندازه می گیره، و می خواد اون رو در یک طبقه y قرار بده... یعنی یک تابع ایجاد کنه بین y و x و یا یک مدلی بسازه که وقتی x رو بهش می دی y  رو به ما بده... 

برای این کار سعی می کنه توزیع احتمال توام y و x رو تخمین بزنه و طبق اون احتمال p(y|x) رو پیدا کنه

p(y|x) =  p(y,x) /p(x) = p(y)*p(x|y)/p(x)

البته چون p(x) برای همه کلاسها یکسان هست (فقط تابع ورودی است) حذف می شه و داریم:

p(y|x) ~  p(y,x)  ~ p(y)*p(x|y)

و هر کلاس یا y ای که بیشترین احتمال رو داشت می شه کلاس و یا طبقه x ....  این تخمین رو با داده های آموزشی انجام می ده، یعنی در واقع این مدل رو با داده های آموزشی می سازه... با داده های آموزشی یک تابع چگالی احتمال روی ورودی x به شرط y می سازه، یعنی انگار برای هر y یک تابع چگالی احتمال می سازه... و بعد احتمال x دز هر کدوم که بیشتر بود رو در احتمال خود کلاس ضرب می کنه و طبق قانون بیز احتمال p(y|x) بدست میاد

 

 

خوندن و بهره

درسته که دارم برای امتحان می خونم، ولی فرض کن که این آخرین چیزهایی هست که تو قراره در این درس یادبگیری، و می خوای توشه مناسب و خوبی از این درست ببندی که به درد کارها و افکار و تئوریهای آیندت هم بخوره... سوالهایی که برات جالب هست رو مرور کنی و بهره برداری کنی... مهارتت رو هم در حل مسئله ببری بالا....

اصلا همه اینها جز اهدافی هست که اونها برای ارائه این درسها دارند... 

آمریکا

اصلا بعضی وقتها نیازی به توجیه آنها نیست.. خودشون می دونند که دنبال دوشیدن و استعمار ملتهای منطقه هستند.. البته اونها این رو به عنوان حق یا منافع ملی خودشون تعبیر می کنند... به هر حال قرار نیست ما توضیح بدیم که نه ما خوبیم و اله و بله... ما به دنبال منافع ملی خودمون هستیم و خنثی کردن نقشه های اونها... چه بسا می خوان کل منطقه رو به کشورهای کوچیک کوچیک تقسیم کنند... و یا هر از گاهی با یک بی ثباتی مانع رشد اونها بشن... البته اینجا سوال حکومتهای عربی خلیج فارس هست که تونستند پیشرفتهایی داشته باشند که تا حدی تناقض هست با اون فرضیه... ولی به هر حال شاید پیشرفت اونها هم در مقایسه با ثروتشون و پولی که نصیبت آمریکاییها کردند چندان نباشه...

به هر حال، باید بی پرده و باز گفتگو کرد... قرار نیست منفعلانه هر چی گفتند بگیم نه ... فلان... و یا فکر کنیم که اونها خودشون نمی دونند که چه آدمهای خبیثی هستند... آدم ابله و خبیث البته هم در داخل و هم خارج پیدا می شه... داخلی ها رو باید هدایت کرد و جلوی خارجی ها باید ایستاد

به هر حال باید به فکر خود بود

مشکل این از دست دادن اعتماد به خود (که می تونه کشور یا شخص یا هرچیزی باشه) اینه که در ادامه در قبال سایر فشارها و ظلمها حس تسلیم به شخص دست می ده، می گه بابا اینها لیاقت ندارند بهتره که کله پا بشند و ... ولی این قضیه نباید اتفاق بیافته، فارغ از خوبی و بدی و اشتباه و آدمهای درست و نادرست در هر شرایط هر کی که می تونه و می دونه باید به فکر کشورش باشه.. نباید کم بیاره و باید مقاومت کنه و بایسته... 

در کل هم گفتم که آلمان چه جوری آلمان شد؟ با همکاری مردمش... ایران هم باید با مردمش قویتر بشه... وقتی مردم به یک فکر و رای برسند و وقتی حس کنند که دخیل هستند در سرنوشت کشورشون ... درسته از جانب خودی چرت می شنوی ولی چرت و پرت و زوری که از جانب غیرخودی و بیگانه می شنوی بیشتره... باید جمع تر منطقی تر و هوشیارتر و متحدتر شد در مقابل بیگانه و حتی باید جاهلین وطنی رو بیدار کرد و فشار بهشون آورد تا درست تر باشند باید امکان نقد و نظر رو برای عموم باز نگه داشت تا به یک فکر و عقل جمعی و متعادل جلو بریم... تو بعضی چیزها حرف این جناج درستره و در بعضی چیزها ممکنه حرف گروه دیه... برآوردشون هست که باید باعث پیشرفت بشه...