تفکیک

این قضیه تفکیک می تونه راهگشای تحلیل و منطقت برای مسائل مختلف باشه

قضیه اینه که مسائل رو تفکیک کن تا بهتر بتونی در موردش استدلال و قضاوت کنی

برای مثال فارغ از اینکه حکومت ایران چی هست و چی نیست... آمریکا به دنبال منافعش هست... حکومت ایران که دیگه از عربستان برای مردمش در آزادی بیان و غیره که بدتر نیست... همین آمریکا بهترین روابط رو با عربستان داره به خاطر نفت...

هدف ما ثبات و رونق بیشتر و فساد کمتر و برای این کار برخی سیستمها بهتر جواب می دن که بهتره این ایده لوژی های زائد کنار بره و یک روش جدید و موثر اعمال بشه

می شه با مثال جلو رفت... مثلاً همین پیش شرطهای آمریکا در مورد ایران.. اصلاً آمریکا چرا اجازه هر کاری به اسرائیل می ده ولی برای ایران این پیش شرطهای رو تعیین می کنه؟ قضیه چیه؟

هر چند دوباره آدم این سوال براش پیش میاد که حمایت ایران از برخی گروهها چه نتیجه ای برای ایران داره؟؟! آیا مثالی می شه زد؟ آیا برای مقابله با اسرائیل و آمریکا هست؟ یعنی اگر اونطرف قضیه رو شما درست حساب کنی پس یک سری احتیاط و تقابل هم لازم هست.

بد اومدن و خوش اومدن

چیز عجیبی نیست... تو خودت هم از خیلی از این تندروی ها و کج روها بدت میاد... خواه یک آخوند کله خراب باشه، خواه یک آخوند مال مردم خور باشه... خواه یک مرفه بی درد غربزده باشه... به هر حال کسانی هستند که ما از طرز فکرشون که می تونی غیر منطقی (از نظر ما) باشه و یا خودخواهانه باشه بدمون میاد...

همه اینها نتیجه اش اینه که بخواهی مقبول تر باشی باید رای اکثریت حکمفرما باشه... اگر جامعه درست باشه و مردم بتونند نظر بدن و کسی از آرا مردم صیانت کنه، خیلی چیزها درست می شه

می شه

می تونی الان زانوی غم به بغل بگیری و افسرده باشی... می تونی هم به کارهای معمولت ادامه بدی... و موضوع رو سخت نکنی... می شه با پیش بینی ها و ترسها از آینده حال رو خراب کرد.... می شه هم همیشه خودت رو با خودت داشته باشی، خودت رو قوی نگه داری و با آرامش و ترتیب و بدون استرس موقعیتها رو بپذیری و باهاشون جلو بری... همه چیز درست می شه

روز

روزهامو چه جوری می گذرونم؟ بقیه روزهاشون رو چه جوری می گذرونند؟ همه مون به نوعی الافیم... به همین خاطر انگار می خواهیم با دیگران کمبودهامون رو جبران کنیم، چاله هامون رو پر کنیم... ولی آیا این یک روش منطقی هست؟ منطق؟ کدوم کار ما منطقی هست... احساسات نتیچه منطق های پیچیده ای هستند....

افسرده

امروز حال بیدار شدن نداشتم... انگار تا همین دیروز نمی دونستم که خیلی چیزهای این دنیا مثل قمار هستند. باز هم باید در وضعی هستی شاکر باشی...

باز یادم اومد که چقدر تنها شدم... حقیقته... کدوم دوست، کدوم آشنا.... جالبه که خیلی از این به اصطلاح دوست آشنا هم به بچه هاشون می نازیدند و باز فکر کردم که چرا من... شاید این هم یک احساسه که باید باهاش بجنگم... بله ما باید با برخی احساساتمون بجنگیم... احساسات واقعی هستند و باید بهشون توجه کنیم ولی باید ریشه ای ببینیم چرا بروز میکنند.... غم انگیزی این دنیا یک بار دیگه خودش رو نشون داد... گیجی سر در گمی و بی هدفی...

دیگه حوصله سوال و جوابها و کارهایی که قبلاً می کردم رو ندارم... می تونست خبر بهتری بشنوم... البته باید شاکر باشم که باز هم بچه سالمی دارم

نمی دونم! فقط می دونم گیج و کلافه شدم.... 

بی خیالی

یعنی باید من چی می گفتم؟ خودشون نمی فهمن؟ خودشون نفهمیدن که فرزانه پول قطارش چی شد؟ حالا اون به کنار.... خودش نمی فهمه که قصد و منظور من چیه؟ بعد اینجور با کمال قدرنشناسی و بی احترامی صحبت کردن... آیا نباید بی خیال شد و خودشون رو با خودشون تنها گذاشت تا به اشتباهشون پی ببرند؟ دیگه چقدر می شه توضیح داد؟ نه جنگی و نه دعوایی... دیگه حسش رو به زبون آورد... تو هم باید به کار خودت برسی... بی خیال بشی. همین... تا یا درست توضیح بده و بگه اشتباه کرده و یا که حرفش رو همونطور که هست بگیری... می گم فعلاً بی خیال شو... چون حرف عجیبی زده شد و باید این رویه درست بشه.

انگیزه

انگیزه مهمه... الان با چه انگیزه ای می خوای چه سوالی رو پاسخ بدی؟

می خوای طنزی بیان کنی؟

می خوای نکته ای رو بیان کنی؟

می خوای یک دیدگاه جدید بدی؟

می خوای حس خودت رو ارضا کنی که خیلی وقتها هم تا حدی نیاز هست و درست هست...

ببین چه انگیزه ای داری....

خجالت بکش

ساعت 11 شب هست کلی خسته هستی ... حالا می خوای از این و اون بنویسی که چی بشه؟ به این می گن خجالت بکش... خجالت بکش برو به مادرت کمک کن... به پدرت کمک کن... برو بگیر بخواب... اینها نشوندهنده فلسفه زندگی از نگاه خجالت بکش هست .... 

یک ایده آل

آره ناخودآگاه دوست دارم به ایرانی بودن خودم بنازم... اما اگر ایرانیها بیشتر فرق داشتند... اگر اونها حامی هر مظلومی هر جا بودن... اگر متواضع بودن... اگر همونطور که هستن شوخ طبع با اون زبان شیرین و پر از تکه های خاص برای هر موقعیتی

خودخواهی های انسان

مگه نه اینکه همه اعتراض و مشکلمون از خودخواهی های برخی آدمهاست. آدمهایی که اختلاص می کنند، کلاهبرداری می کنند تا زندگی راحتی توی این شهر و اون شهر، اینور آب و اونور آب درست کنند؟

خودخواهی ها و آمال و آرزوهایی که گاهی وقتها به سراغ خودمون هم میاد... اینها مشکله ... باید کسی و کسانی باشند که مخلصانه این هوسها را مدیریت کنند....

خودخواهی های انسان

مگه نه اینکه همه اعتراض و مشکلمون از خودخواهی های برخی آدمهاست. آدمهایی که اختلاص می کنند، کلاهبرداری می کنند تا زندگی راحتی توی این شهر و اون شهر، اینور آب و اونور آب درست کنند؟

خودخواهی ها و آمال و آرزوهایی که گاهی وقتها به سراغ خودمون هم میاد... اینها مشکله ... باید کسی و کسانی باشند که مخلصانه این هوسها را مدیریت کنند....