در لحظه
بی مکس
کنترل
1- کنترل داشته باش... بر اطرافت و بر کلام و رفتارت و تمرکز داشته باش... حتی توی یک امتحان مهم و یا مهمونی هر چه کمتر جلب توجه کنی راحت تر هستی و تمرکز و کنترلت بیشتره... اما این کنترل و تمرکز رو سعی کن دیگه به این چیز و فکر بی خودی ربط ندی
2- اینقدر ایده آل گرا نباش که دنبال یک نقطه امن باشی، دنبال این باشی که همه چیز خوب و راست و ریست باشه... رها تر و بی خیال تر باش... بگو اصلا مهم نیست دیگران خوب بگن و یا بد بگن... اصلاً بذار بد بگن...راست می گن اصلا من اون ایده آل نیستم... نفس بکش و در لحظه باش و رها تر باش... هر چی رها تر و بی خیال خوب و بد باشی و حتی برخی واقعیت ها رو قبول کنی اون حس هم کمتر به سراغت میاد...
چرا مهم بود
البته اگر بدونیم که هر کس سر در گریبان خود داره و اینقدر دنبال مقایسه و ارزش گذاری نباشیم و خودمون هم دید عادلانه تری به دیگران و دیگر جوامع داشته باشیم، این مسئله تعدیل می شه
مسئله واحد
مردها
از طرفی فرق عمده توی خونه نشستن و توی اجتماع بودن چیه؟ آیا اونجا کار مفید بیشتری می شه؟ نه فرقش اینه که با یکی از همین افرادی که مثل خودت هستند همدم می شی... به صحبت ها و روزگارشون گوش می کنی و خودت هم از روزگار و وضع خودت می گی....
اینها یعنی زیبایی اجتماع، زیبایی طبیعت... زیبایی زمین خدا و زیبایی آفرینش خدا ...
واقعیت دو طرفه
طرفها
خاکستری
مثلاً می خوای ملتت بهترین باشه... در صورتی که همه چیز نسبیه... اونها هم مردمی هستند از مردم خدا... اگر مرزی نباشه آدمها همه جا پراکنده شدند و تقریباً یکسان هستند... باید قبول کنی که نقاط ضعف هست و نقاط قوت هم هست... نتیجه این می شه که نباید قضاوت صد در صدی کرد... شاید باید مثل یک ناظر خارجی رفتار کنی...
چقدر که تعریف کردند... از نیکل کیدمن گرفته تا کلی آدم توی اون سایت گفتند خوبی... هنوز می خوای بگی که باید بهترین باشی... به نسبیت رضایت بده... به شکل نسبی بالاتر از متوسط هستی و در برخی زمینه ها سرآمد هستی....
بعدش هم هدف چیه؟
اگر هدف پیشرفت هست، پس لازمه اش دیدن ضعفها در جهت برطرف کردن اونهاست... نقاط قوت فقط برای القاء اعتماد به نفس هست که بله شما از هیچ کشور دیگری کمتر نیستید... اما حالا که نیستید، نقاط ضعفتون رو برطرف کنید... افراد شایسته رو انتخاب کنید... همکاری داشته باشید....
خاکستری
مثلاً می خوای ملتت بهترین باشه... در صورتی که همه چیز نسبیه... اونها هم مردمی هستند از مردم خدا... اگر مرزی نباشه آدمها همه جا پراکنده شدند و تقریباً یکسان هستند... باید قبول کنی که نقاط ضعف هست و نقاط قوت هم هست... نتیجه این می شه که نباید قضاوت صد در صدی کرد... شاید باید مثل یک ناظر خارجی رفتار کنی...
چقدر که تعریف کردند... از نیکل کیدمن گرفته تا کلی آدم توی اون سایت گفتند خوبی... هنوز می خوای بگی که باید بهترین باشی... به نسبیت رضایت بده... به شکل نسبی بالاتر از متوسط هستی و در برخی زمینه ها سرآمد هستی....
بعدش هم هدف چیه؟
اگر هدف پیشرفت هست، پس لازمه اش دیدن ضعفها در جهت برطرف کردن اونهاست... نقاط قوت فقط برای القاء اعتماد به نفس هست که بله شما از هیچ کشور دیگری کمتر نیستید... اما حالا که نیستید، نقاط ضعفتون رو برطرف کنید... افراد شایسته رو انتخاب کنید... همکاری داشته باشید....
انصاف و البته واقع نگری
اما البته این باعث نمی شه که ما به دیدن واقعیتها کور بشیم و منصف نباشیم... موزیک مکزیکی برای طرف مکزیکی قشنگه و موزیک چینی برای چینی... این واقعیت انسانی هست... طرف عرب رو نمی شه مجبور کرد غیر عربی گوش کنه... اما چه خوش باشد حدیث دلبران... گفته آید از زبان دیگران... هرچند این نباید هدف باشه... هدف می تونی تولید موسیقی خوب و با معنی برای هموطن خودت باشه... مهم همینه و بس ...
سیاه و سفید
به هر حال همونطوری که خودت در هر لحظه از برخی حرفهای آخوندها بدت می اد و یا از برخی حرفهای قرتیها بدت میاد به دیگران هم حق بده و یا این رو محتمل بدون که همچین احساساتی برای لحظاتی داشته باشند.
از طرفی هم لحظاتی شده که مثل خیلی از همین خارجی ها از ایرانی ها ستایش کردی.. می خوام بگم همه نوع نظری وجود داره و این رو به شکل یک اصل بپذیر مخصوصاً توی این دنیای مجازی که همه امکان ابراز نظر پیدا کردند.