زمان حال
یادت میاد چه بی خوابی ها یی کشیدی که دوست نداری تکرار بشن و شاید مسئله به اون جدی هم نبود... همه اینها برای تو درسی بود و قوی ترت کرد... حالا هم به امید آینده و اوقات خوب باش و به خدا توکل کن.
یادت میاد چه بی خوابی ها یی کشیدی که دوست نداری تکرار بشن و شاید مسئله به اون جدی هم نبود... همه اینها برای تو درسی بود و قوی ترت کرد... حالا هم به امید آینده و اوقات خوب باش و به خدا توکل کن.
در این جور موارد باید تمرکز من روی هدفم باشه، و کارها معمولاً با منطق و طبق هدف جلو می رن. با خونسردی با حرکت و حل مسئله
مطمئناً حرف منطقی رو می پذیره... بعدش هم ایده آلی وجود نداره که .... خو ب بود طبیعی بود به نظر من نگرانی تو بی مورد هست... حالا اینکه تو از قرمز خوشت میاد یکی از آبی... یکی چیزی نمی نویسه یکی زیاد می نویسه اینها همش بازه قابل قبول هست... یکی بازی براش مهمه یکی چیزهای دیگه همش قابل قبوله و دوای همه اینها هم محبت و پذیرش هست...
نکته ای که خودت هم تا حالا بهش توجه نمی کردی، شاید این اتفاقات باعث بشه بیشتر قدر هم رو بدونیم... بیشتر کمک کار هم باشیم... شاید خیریتی توش بوده که این مطلب رو یاد بگیریم و با امید و شناخت بهتر جلو بریم... از طرفی خدا هست و خدا بزرگه.
در واقع دیدن کاستی و اعتراف به اون نقطه پیشرفت هست... همه ما در کشوری به دنیا میاییم و حسی به کشور و دیارمون داریم... خودمون رو جزیی از کشوری می بینیم که تاریخی داشته، حالی داره و آینده ای و ما در ایجاد این آینده سهیم هستیم.... هر چند شاید از یک دید کلی خیلی هامون بگیم کشور چیه باید به فکر خودمون باشیم.... ولی بلاخره حس مهین دوستی و دفاع از مهین، مذهب یک نوع حس اجتماعی هست.....
در کل هدف این بود که در مسائل کشوری هم باید منطقی بود! درسته متاسفانه همین quora رو که می بینی کلی آدم غیر منطقی می بینی که تحت تاثیر احساساتشون هستند و خیلی هم بد نیست، اما به هر حال تلاش آدمهای منطقی تر این هست که تعادلی بین احساسات (میهن پرستی و ملی گرایی.... ) با منطق برقرار کنند... هم به کشورشون افتخار کنند و هم اینکه نکات منفی اون رو هم ببینند.... همون کاری که باید در مورد خودشون انجام بدن
هم به موقع کشور خودشون رو محکوم کنند، هم بتونند جلوی اراجیف اسراییلی وایستن هم بتونن از نقشه های آمریکا و اسرائئل بگن، هم کشور خودشون رو با پتانسیل و قبلش مقایسه کنند... هم ظرفیت های ارتباط با آمریکا و اسرائیل رو ببینند و هم ....
بگذریم به هر حال باورم نمی شده که ارزش اجتماعی احساس مفید بودن اینقدر موثر باشه... و عدمش چه مشکلاتی ممکنه بوجود بیاره.. بلاخره آگاهی از این مطلب خودش سرآغازی میشه برای درست کردن همه چیز
من خودم هم نیاز به تعالی و افکار بهتر دارم... حالا متوجه می شم که این بندگان خدا، هر کدومشون چه مشکلاتی داشتند....
خدا بزرگه... نفس عمیق... ورزش... احساس تندرستی
می خوام بگم می شه متلک های قطعی و خوبی به کار برد....
از طرفی در یک دیدگاه کلی می شه فهمید که پدرسگا بغض دارند... حرفهای مغرضانه است... و من مخالف هر نوع غرض و بغض و کینه توزی هستم... مگر همینا کلی از مردم ایران رو نکشتند؟ به هر حال آخرش که چی... این و نداشته باش اون و نداشته باش و ... این معنی نداره .... می شه فهمید چی درسته چی غلطه... و تازه که چی؟ به ضرر خودشون هست... مثلا برجام برن کنار شاید باز به نفع ایران بشه... فقط خودشون رو مسخره کردند... ولی مطمئنم که بلاخره عقلایی پیدا می شن که کار درست رو بکنند
پدرسگا اموال کشورهای دیگه رو غارت می کردند و توی خونه های امنشون مهندس و دانشمند (اون هم از روی کارهای همین مردم) درست می کردند و حال پزش رو می دن ...
ما هم باید اموال خودمون رو حفظ کنیم یک تمدن دیگه بسازیم تا خودش نخبه پرور بشه....
مثل این دانشجوها نباش... فقط کافیه یک نگاه روی سوالات ترمهای قبل و کتابها کنی... این کار سختی نیست... همونطوری که انتظار داری دانشجوها این کار رو بکنند.
یا در کنار اینترنت به سوالاتی که سر کلاس یا ذهنت پیش میاد بپردازی
نباید در اون سایت جوگیر شد،... هدفت چیه؟ اینه که خودت رو خالی کنی؟ که چی؟ این یک حس مشترک انسانی است... از طرفی سعی کن افراد دیگر رو درک کنی و خودت رو در جای اونها بگذاری.. جوابهای منطقی بدی... دیدت و بینشت رو گسترش بدی و با دید و نگرش جدید حرف بزنی
حتی وقتی جوکی تعریف کنی دوباره وابسته می شی که واکنش کی چی بوده، و چند تا لایک میگری ... به همین خاطر بهتره بعضی وقتها کاری نکرد... چیزی ننوشت و رد شد... کارهای مهمتری هست.
می شه پرسه زد... بی هدف چرخ زد... تو این دنیا همه جور آدمی هستند... ولی بی هدفی خسته کننده است... باید هدف خوبی پیدا کرد، شروع کرد و ادامه داد.
ولی به هر حال اصل دموکراسی و پایبندی به قانون هست که باید در کشور پیاده بشه... باید قانون اجرا بشه.. وکیل داشته باشند....
و همون قضیه ای که کی به تو اهمیت می ده هم کمک کرد و جالبه با این دیدگاه میشه خیلی کارها رو خیلی روانتر انجام داد!
چه بیرون چه داخل، چه هر جا... همه جا عجیبه... تازه تو نماد عادی بودن هستی و نیازی نیست از عجایب پرهیزی داشته باشی
هیشکی بهت اهمیت نمی ده! شاید ظاهراً بد باشه ولی اونقدر هم بد نیست... شاید اینجوری راحت تر بشی و واقعی تر به دنیا نگاه کنی... یکی مثل بقیه
این واقعاً یک اصل و واقعیت هست که طرف مقابل حالا هر کی که می خواد باشه باز در فکر خودش هست، همه در فکر خودشون هستند پس تو آزادی که آزاد باشی.... و راحت باشی چون کسی اهمیت نمی ده .... و اینجوری بهتره...بدون اضطراب و راحت و سبکبال
قبل و بعدش خیلی به افراد فکر نکن... در همون لحظه فکری بکن و رد شو... همین!
ولی وقتی زمان می گذره وقتی آینده همه ما روشن نیست... یارو تنه ای بود الان دیگه نیست... وقتی دنیا اینجوریه .... در واقع می شه پرسه زد و پرسه زد در این دنیا
اون هم لبخند زد و احترام گذاشت... اونروز هم که حتی جلوم خم شد حس خوبی بهم داد... و دوباره جبران کرد... ولی تو هم باید بدونی بعضی وقتها افراد فکرشون خیلی درگیر می شه
از فیزیک و بدن و قیافه خودت لذت ببر و شکر گذار باش و خودت رو دوست داشته باش