اساس فکر

مسئله رو خیلی سخت نکن، حرفهایی زیادی زده می شه، هر کسی ممکنه حرفی بزنه البته برخی از اونها مستقیم یا غیر مستقیم ریشه در واقعیات داره اما خیلی از حرفها چرته. چرا ؟ چون واقعیت نداره

چون پایه استدلالیش ضعیفه! اما با این حال چیز عجیبی نیست که حرف یاوه و چرت و پرت بشنوی، روزنامه ها، خبرگزاری ها، مسئولین و .... که باید حرفهای درستی بزنند، حرفاشون پر از یاوه و چرت و پرت هست

 

اما این تویی که باید تشخیص بدی چی درسته چی غلطه، الکی وقت رو به یاوه ها تلف نکنی و حرفهای منطقی بزنی

گذشته ها گذشته

گذشته ها گذشته، آره نقاط قوتی داشتم ولی خوب نکات منفی هم داشتم، خیلی به فکر تمیزی نبودم، لباسی نداشتم، خوب توی یک خونواده دهاتی بزرگ شده بودم، فکر می کردم خریدن چند دست لباس کار درستی نیست

از همون بچگی انگار عادت نداشتم، به هر حال اون روزها گذشت

با همه این مشکلات و خلاصه بگم گیجی ها، من توی همین دانش آموزا توی شهر برای خودم کسی بودم، جای معتبری قبول شدم، کارشناسی ارشد قبول شدم و ....

از همه بقیه جلوتر بودم و این یعنی نقطه قوت من چیزهایی رو بهم یاد نداده بودن ولی افکار غیر منطقی هم نداشتم بد ذات نبودم!

اما مهمترین نکته اینه که تعمیم نده، تو رو خدا! تو باید با همه توانت از حق و حقوقت دفاع کنی مثل هزار تا بزمچه بی سواد بی مخ که اینکار رو می کنند.

همین دانشجوها و خیلی ها رو در نظر بگیر.... همه اشتباه می کنند! تو هم اشتباه داشتی ولی خوب خیلی از خرگریهای بقیه رو نداشتی، مثلا خود سیگار کشیدن خر گریه، که چی حالا

اون آدم زشت کریه بی فرهنگ خودش خر گری بود، به هر حال گذشت، هنوزم می تونی به مقامهای بالایی برسی، مهم اینه که از این کوله بار تجربه استفاده کنی

تحسین متقابل

به عنوان یک دید جدید، حس می کنم هم من نیاز به تحسین و تایید شدن توسط مردهای دیگه دارم، حرف مردونه زدن... و هم مردهای دیگه نیاز به این گفتگوها دارند... این خودش یک نکته مهمه! این خودش یک هدفه و یک دید در ایجاد رابطه هست! چیزی که می دونیم دوتامون می خواهیم....

مطالب

چند مطلب توی ذهنم بود که باید می نوشتم

هدف مهمتره

برای هر کاری باید ببینی هدفت چیه و دنبال هدف باشی، مثلا من نیازی ندارم بخوام چیزی رو بهش ثابت کنم، البته منطقی باید حرف بزنم، باید بهش اطلاعات بدم، ولی همین بدور از احساسات و اهداف جانبی، فقط به فکر هدفم باشم، شاید برخی اوقات واسطه ها تو رو به هدف برسونن، زدن برخی حرفها ... همه چی برای هدف

 

منطقی حرف زدن

اصلا نترس، باید کامل منطقی حرف بزنی، اگر شخصیت ساملی باشه حرف منطقی رو می فهمه، ما کلا انتظار داریم که طرف مقابل آدم منطقی باشه و حرف منطقی رو بفهمه

 

ادامه نوشته

موندم

الان من موندم چکار کنم

نمی دونم چه لفظی براش انتخاب کنم! چرا گیر کردم، چکار باید می کردم

چه مشکلی پیش اومد،

چرا هنوز اینجام

چرا حرفم رو نزدم

چرا بهش میدون دادم

حقم، سابقم احترامم چی می شه؟!

چرا نشد!

دم کی رو ندیدم؟

ترجیح می دم فکر زیادی نکنم، خدا بزرگه خودش حقم رو می گیره

فقط باید اینها رو جمع جور کنم و تحویل شون بدم

هر کی هر چی گفت

گفتم یک کم ایده آل گرایی رو بزار کنار، باید بعضی وقتها حرفی زد که به مزاق طرف خوش بیاد

بعضی وقتها باید نادیده گرفت، قرار نیست هر کی هر چی گفت درست باشه، و یا اگر حرکت مصلحتی کردی نگران باشی

نگرانی در این جور موارد چیز خوبی نیست، یعنی زیادی گندش کردی

 

ادامه نوشته

ارزش نداره!

دنیایی که نمی دونیم چی به چیه

نقدمون همین عمرمونه

همین سلامت و زندگیمونه

اینو به چی بفروشیم؟ چی اهمیت داره! حیف نیست بخوای سلامت خودت رو به خطر بیاندازی

باید ورزشت به جا باشه

آروم آروم

کجا می خوای بری! خبری نیست

 

ادامه نوشته

کارهایی که قبلا می کردی

حالا که فهمیدی برخی افکار و حسات واقعیت خارجی نداشت و ناشی از عادات فکریت بود، می تونی راحت تر کنارشون بگذاری

مثلا دیگه فکر نکن که ممکنه طرف چی فکر کنه و یا این کار در شان من هست یا نیست... اصلا در موردشون فکر نکن... چون چیزهای دیگه ای رو به خاطر یک فکر الکی از دست می دی

هر وقت دباره ذهنت خواست به اون سمت کشیده بشه جلوش رو بگیر

خدا رو شکر

خدا رو شکر، بدن سالمی داری... همونطوری که شخصیتت می پسنده، مردونه و خوب... ذهن پویا و سالمی داری... انعظاف پذیری خوبی داری درجات خوبی از ویژگیهای شخصیتی داری

و همینا باعث می شه تقریبا احساس خوبی داشته باشی... خدا رو شکر... بقیه عواملش به شناخت تو بستگی داره

بعد از شناخت تصمیم می گیری واقعا چی دوست داری و چی دوست نداری... اصلا بحث مقایسه نیست

واقعا به هر دلیل شلوغی برات بی معنیه،.... بله یه وقتهایی می گفتی اگر من 1000 تا دوست داشتم چقدر خوب بود بعد فهمیدم اونوقت باید کلی وقتم تلف می شد به سرو کله زدن های بی خودی، بحث و گپ زدنها برای ارضا حس تایید و چرت و پرت گویی

و شاید الان که به همفکری و مکالمه درست و منطقی با افراد مشخصی علاقه دارم بهتر باشه...

در کل دنیا و زندگی خیلی فراتر از این چیزهاست... دنیا پر از زیباییها برای دیدنه... نکته ها برای فهمیدنه.... و مهر و محبت هاست...

این دانش خوبه که بدونی عادی هستی و بدونی تفاوتهایی وجود داره ... اما باز به قدرت انتخاب و انعطاف خودت هم ایمان داری... فقط جوری هستی که دوست داشتی و این خودش نعمته

تایید و تحسین

  همه ما نیاز داریم که تایید بشیم و تحسین بشیم، نه تنها رفتارمون بلکه حتی بدنمون و هر چیز دیگه و به عنوان یک مرد مثل بقیه پذیرفته بشیم...... ولی می تونه این تایید تبدیل به تایید و تحسینی بشه که از مردهای درون اجتماع دریافت می کنی و بهشون نیاز داری مثل هر آدم دیگه

پس این رو فراموش نکن...به همین خاطر سعی کن به این حس و نیاز افراد جواب بدی

الان هم از فیزیک و اخلاق و ... افراد تعریف کن و تحسین کن...مثل دو تا دوست

 

شناخت طرف مقابل

یکی از نکات این بود که تو طرز فکر خودت رو می دونی... اما خیلی از طرز فکر طرف مقابل اطلاع نداری... یک حرفی زده می شه صحبتی می شه و کم کم توی دستت میاد که طرف چی فکر می کنه.... ممکنه واقعا شایسته احترام حتی بیشتر از اون سلام احوال پرسی ابتدایی باشه ... ممکنه حرفاش به گوشت خیلی آشنا و منطقی باشه و مثل افکار خودت باشه .... اما بعضی وقتها هم هست که نمی شه راحت درکش کرد... خیلی احترام حالیش نیست...حالا از این هم که اغماض کنیم می بینی ریاکاره ...این رو هم که بگذاری کنار می بینی اصلا افکارش با تو فرق داره .... درسته ما همه انسانیم و وجوه مشترک زیادی داریم...ولی به هر حال بعد از یک سری ارتباط می فهمی که طرف مقابلت توی چه فضایی هست... اینجاست که باید تصمیم بگیری می خوای چکار کنی...