می گذره 2

بعضی وقتها اصلا فکرش رو هم نمی تونم بکنم و همونطور که گفتم فعلا اصلا به هیچ چیز فکر نکن غیر از تموم کردن کارت، آدمه همه چی می گه، خودش گفت کجا چاپ کن، کجا نکن، ریش گرو می زارم و .... چند نفر هم واسط کنی درست می شه. انشالله که این کارات هم جواب می ده

فکرش رو نکن

چقدر خوبه

چقدر خوبه مردم کمک کار مشکلات هم باشند. مسائل هم رو درک کنند، منطقی باشند. همراهی کنند، راهنمایی کنند. به هم آرامش بدن. اینجور آدمهایی به آدم آرامش می دن! خدا بزرگه

آرامش

اصلا مضطرب نشو و به دلت بد راه نده، توکلت به خدا باشه، همه چیز درست می شه! فقط یک شیوه مدیریتی بوده! و خودش هم قول داده، بلاخره او هم آدمه! خدایی هم هست، وجدان و منطقی هم هست.

خدا بزرگه!

اصرار

البته بعضی وقتها لازمه که با اصرار خودت و با پافشاری و صحبت به خواسته هات برسی.

راه حرف زدن

البته در کل حرفها و کارهام بد نبود و هنوز هم می شه حرف زد.

اما شاید راهش این بود که بفهمی و خوب دقت کنی مشکل و تفکر و تصور اونها از قضیه چیه، شاید باید تاکید می کردی که توی کل این دو سال خیلی کار کردی و زحمت کشیدی و این تصور اونها رو باطل کنی.

به هر حال هنوزم راه حل خیلی از مشکلات نگاه کردن به مسائل از دید دیگران (الته در جایی که لازمه) و پاسخ مناسب و سیاستمدارانه دادن به اونهاست.

ادامه

ایام سختی رو پشت سر می گذارم، واقعا سرم بدجوری به سنگ خورد، فکرش نمی کردم وسواسها و وقت کشی و مس مس و تعلل اینجوری گریبونم رو بگیره، فقط خدا به خیر کنه

امیدم فقط به خداست، فعلا فقط باید کارم رو بکنم و امیدوار باشم. دیگه فکر کردن فایده ای نداره، کار و به نتیجه رسیدن و پرس و جو تنها کاریه که می تونم بکنم.

کاری نداشتم

من باهاش کاری نداشتم، نمی دونم هدفش چیه و چرا اینکارا رو کرد، به هر حال من خوشبینانه فکر می کنم که باید توی این چند سال تمومش می کردم و اون هم دید خوبی نسبت به من داره

از طرف دیگه نترس، خیلی وقتها اصرار، عدم ایجاد حساسیت و پیگیری می تونه تو رو به جواب برسونه.

بریز دور

گفتم الان باید متمرکز کار کنی، اینکه قبلا چکار کردم نکردم، کسر شان و چی میگن، من کیم اونا کین، چرا این اشتباه رو کردم رو بزار کنار، حتی توی حرفات با بقیه مگر اینکه بخوای تصور غلطی رو درست کنی اشتباهت رو بپذیر و برو سمت اینکه الان باید چکار کرد. الان دیگه وقت برچسب زدن و افسوس خوردن و ... اینا نیست، انسان جایز الخطاست کسی پیشرفت می کنه که هر لحظه از اشتباهاتش درس بگیره، سعی کنه موقعیت رو بفهمه و با درک درست پیش بره و نگاهش به جلو باشه

رها کردن تردید مس مس کردن

دیگه الان با این شرایط جای هیچ مس مس کردنی نیست، اینکه کی چی فکر می کنه، من کیم من کجام اون چی میگه .... نیست فقط اصرار و پیشروی و پیگیری، راه می افتی، گوشی رو بر می داری... از هر روشی جلو می ری

که کل زندگی هم همینه

فکر خوانی

چیزی که می خواستم بگم این بود که خودت رو در جای دیگری بگذار و تصورات درست یا غلط اون رو سعی کن بفهمی و ببینی از موضع اون مسئله چه جوریه، اون الان این حرف رو زده به چی فکر کرده؟ چه نگرانی داره! چه حسی داره؟

بعد با این دانش سعی کن به حسش جواب بدی یا معکوسش کنی، یا به نگرانیش جواب بدی، و یا حتی کلا با یک سری حرف مواضع و حس خودت رو بیان کنی تا اون هم بتونه بهتر درکت کنه.

و اینها می شه سیاست و هدف. و اینکه تو اکتیو برخورد می کنی