ددی

ادامه نوشته

برای چی

داشتم فکر می کردم برای چی، هدف من از اختلاط با اونا چیه؟ آیا نباید خودم این هدف رو تعیین کنم؟ آیا فقط به خاطر خوشومد دیگران؟ البته نا خودآگاه این اتفاق می افته، چون ما معمولا دوست نداریم کسی رو ناراحت کنیم. ولی باید هدف بهتری داشته باشی، بذار بدونن، تو آدم بی نظر و بی دیدگاهی نیستی، تو دیدگاه خودت رو داری، تو اخلاق خودت رو داری، بذار اونها از اخلاقت بدونن، لازم نیست همیشه تو حرفهای خوشامد گویی اونا رو بزنی، چرا اونها خودشون رو با دیدگاه تو وفق ندن، چرا اونها تو رو با دیدگاهت نشناسن و قبول نکنن؟ چرا خیلی صادقانه به طرفت نیان و نظرت رو جویا نشن؟ خوب البته بعضی ها شون معرفت این کار رو ندارن. ولی باز تو مسئول آدمهای بی مسئولیت نیستی، تو مسئول هیچکدوم نیستی چه وای اس، چه عبد چه ... کسایی که ظاهرا زمانی باشون دوست بودی و یا چه کسایی که جدیدن، تو نمی خوای رضایت اونها رو تامین کنی فقط باید با هر کس و هر کی خودت باشی، اونوقت می بینی که رها می شی، رها از لباس عوض کردن و خنده های الکی و ... و دوستدارهای واقعیت رو پیدا می کنی، چون دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیازهای انسانه

کنترل رفتار و حرف

امروز توی تعویض روغنی به این موضوع فکر می کردم که بعضی وقتا بعد از گفتن چند کلام افراد می افتن توی ورطه رودربایستی و تعارف و حرف کلیشه ای زدن ... و ممکنه معذب بشن و یا حرفهای خودشون رو نزنن و ... به همین خاطر از این شکل بحثا خوشم نمیاد و این منم که باید کنترل کنم که رفتارها و حرفها به سمت تصنعی شدن و تایید کردن و غیره پیش نره ....

فقط فکر و نظر خودم

ادامه نوشته

دوسش دارم

ادامه نوشته